در سال ۱۳۴۲ در محله پل سنگي (چاي قيراغي) تبريز، خيابان فارابي فعلي به دنيا آمد. دوران تحصيلي ابتدايي را در دبستانهاي شاه حسين ولي، اميركبير و نمونهي دكترمحسني به پايان رساند. در حين گذراندن دوره راهنمايي تحصيلي در مدرسه شاهحسين ولي در سن ۱۳ سالگي در اثر يك حادثهي دوچرخه سواري، از ناحيه ران چپ دچار شكستگي شده و به دنبال تشخيص اشتباهی دكتر فرزند كه اينك مقيم خارج از كشور ميباشد، تحت چندين عمل جراحي بيمورد قرار گرفته و براي هميشه ويلچرنشين گشته است.
پشتكار، اراده و همت شگفتانگيز اين هنرمند بزرگ به قدري زياد است كه گويي هيچ مشكلي نميتواند مانع فعاليتهاي توانفرسا اما بسيار مفيد و باارزش او شود، به طوري كه خود وي ميگويد:
درين باخيشلارلا، گئنيش اوركله
بودار دونيا ايچره نئجه دوستاغام!!!
يوخ؛ يورولماق بيلمم، يورولماق بيلم
حيات يوللاريندا اگيلمز داغام.
پس از سپري نمودن دوره نقاهت، دوران تحصيلي متوسطه را در دبيرستانهاي دهقان (آيه اللـه مدني فعلي)، و بنيصدر (ثقهالاسلام فعلي) به پايان رسانده و همزمان با اخذ ديپلم تجربي با داير نمودن يك واحد فني در محله پل سنگي به نام «الكتريكي آذرخش» به تعمير و فروش وسايل الكتريكي و الكترونيكي پرداخت. در سال ۱۳۷۰ از سوي ستاد ناحيه يك بسيج ادارات سپاه پاسداران ناحيه آذربايجان براي نوشتن يك نمايشنامه طنز دعوت به همكاري شد و بعد از چند ماه تلاش اولين درام موزيكال آذربايجان ايران به نام «گجيل قاپيسي» از سوي وي نوشته و در همان سال در هفته بسيج در دانشگاه تبريز به نمايش درآمد كه با استقبال بينظير مردم روبرو شد.
در سال ۱۳۷۱ به همكاري با باشگاه كارگردان اداره كل كار و امور اجتماعي استان دعوت شد و به سمت مسئول امور فرهنگي ـ هنري كارگران استان به ابتكاراتي دست زد كه بنيانگذاري و مسئوليت كتابخانه ملي ـ مردمي، انجمن ادبي و بزرگترين گروه هنري كشور به نام نامي محمد فضولي از جمله آنهاست. در همين خصوص شعراي استان چكامههايي سرودهاند كه به چند نمونه اكتفا مينماييم:
